تعریف گسترده تری که انجمن بازاریابی آمریکا در سال 1985 از مفهوم بازاریابی ارائه داد و جایگزین تعریف کلاسیک سال 1960 شد بصورت زیر است :

” بازاریابی، فرآیند برنامه ریزی و اجرایی کردن مفاهیم قیمت گذاری، ارتقا و توزیع افکار و عقاید، محصولات و خدمات است، به گونه ای که از طریق مبادله آنها سازمانها و افراد به اهدافشان دسترسی پیدا می کنند.”

 

 

 

 

فعالیتی که در آن مصرف کننده اطلاعات بازاریابی مربوط به محصولات و خدمات را به مصرف کننده دیگری منتقل می کند” و یا ” تلاش سازمان در جهت تشویق، تسهیل و گسترش ارتباطات بازاریابی در میان مصرف کنندگان “. (كاتلر، 1385)[1]

ريسك درك شده[2] : «توجه به ریسک براي مصرف کنندگان جهت اجتناب از اشتباهات و حداکثر کردن مطلوبیت در تصمیم گیری خرید با اهمیت است». (ماتزلِر و همکاران[3]، 2008).

ریسک عملکردی[4]: ریسکی که در آن محصول نتواند انتظارات را برآورده سازد. (شیفمن و کانوك، 2004)

ریسک فیزیکی[5]: ریسکی که در آن محصول، ممکن است برای خود مصرف کننده و دیگران ضرر جسمانی به بار آورد. (شیفمن و کانوك، 2004)

ریسک مالی[6]: ریسکی که در آن محصول ارزش هزینه اش را نداشته باشد. (شیفمن و کانوك، 2004)

ریسک اجتماعی[7]: ریسکی که در آن، دوستان و آشنایان مورد استهزاء قرار خواهند گرفت. (شیفمن و کانوك، 2004)

ریسک روانشناختی[8]: ریسکی که در آن، محصول خود انگارة فرد را پایین بیاورد. (شیفمن و کانوك، 2004)

ریسک زمانی [9]: ریسکی که در آن زمان صرف شده برای جستجوی محصول بیهوده باشد، اگر محصول نتواند انتظارات را برآورده سازد. (شیفمن و کانوك، 2004)

[1]-Kotler

[2]-Perceived risk

[3] Matzler et al

[4] Functional risk

[5] Physical risk

[6] Financial risk

[7] Social risk

[8] Psychological risk

[9] Time risk

دسته بندی : افزایش فروش سایت