تاثیر لبخند فروشنده

بارها و بارها در مطالب مرتبط با فروش می‌خوانیم که لبخند در فروشند گی  اهمیت بسیاری دارد. آیا واقعاً این‌طور است؟ آیا درست است که میگویند لبخند فروشنده فروش را هفت برابر می‌کند؟

 

نه!!! فقط لبخند نمی‌تواند فروش را هفت برابر بکند!! این انتظار نادرستی است که در هر کسب‌وکاری با ایجاد لبخند فروشندگان فروش هفت برابر بیشتر شود.

چطور امکان دارد شما محصولی که کیفیت و قیمت مناسبی ندارد را فقط به خاطر لبخند یک فروشنده خریداری کنید؟

فروشنده خوب چه موقعی باید لبخند بزند؟

در مقاله‌های قبل راجع قانون ۵ ثانیه اول حرف زدیم که مهم‌ترین زمان است برای برداشت ذهنی مخاطب از فروشنده، بهترین زمان برای لبخند فروشنده همین زمان است، در اولین تماس چشمی (در ۵ثانیه اول)

آیا فروشندگان نیاز است که لبخند بزنند؟

واقعیت این است که همه فروشندگان نباید لبخند بزنند، یا حداقل بعضی از فروشندگان باید لبخند کمتری به نسبت باقی بزنند.

خانم‌ها: تجربه ثابت کرده که در ایران اگر خانم‌ها در برخورد اول لبخند نزنند احتمال انجام فروش بیشتر  می‌شود تا اینکه در اولین تماس چشمی لبخند بزنند.

لبخند فروشنده چطور می‌تواند فروش را هفت برابر کند؟

کسب‌وکاری که همه ویژگی‌های یک مجموعه خوب را مثل : کیفیت، قیمت، … را دارد و به‌طور منطقی بهترین گزینه برای خرید است در آن شرایط لبخند باعث ایجاد حس خیلی بیشتری در مشتری می‌شود.

حس خوب: این حس خوب در کنار محصول خوب باعث فروش هفت برابری می‌شود.

تأثیر لبخند فقط در فروشند گی است یا در موضوعات دیگر هم کاربرد دارد؟

تأثیر لبخند در فروشندگی یک مورد جالب برای بررسی است، اما واقعیت این است که در تمام شغل‌های دیگر لبخند می‌تواند فروش و میزان طرفداران را بیشتر کند.

ورزشکاران: با یک نگاه ساده می‌توانیم بفهمیم که ورزشکاران حرفه‌ای که به‌راحتی لبخند می‌زنند طرفداران خیل بیشتری دارند نسبت به ورزشکاران حرفه‌ای که لبخند نمی‌زنند.

این موضوع فقط مربوط به لبخند فروشندگان نمی‌شود.

لبخند فروشنده دقیقه چه‌کار می‌کند؟

لبخند فروشنده باعث می‌شود چهره پرانرژی‌تری داشته باشد، لبخند باعث می‌شود تا خستگی و فشار کاری فروشنده پنهان شود یا به‌راحتی مشخص نباشد.

چرا باید لبخند بزنیم:

فروشندگی شغل پرفشاری است، بعد از گذشت چند ساعت فروشنده ای که لبخند نمی‌زند خستگی را می‌توانیم به‌راحتی در چهره او ببینیم. خستگی که در چهره ما وجود دارد می‌تواند مشتری را ناراحت کند، این حس در مشتری باعث می‌شود خیلی دوست داشته باشد زودتر از فروشگاه ما بیرون رود.

ایا فروشنده هر لبخندی بزند تأثیرگذار است؟

خیر!!! گاهی از فروشندگان اگر لبخند نزنند خیلی بهتر است تا اینکه لبخند بزنند، لبخند نباید مصنوعی باشد، لبخند مصنوعی فروشنده نمی‌تواند کمکی به حس خوب در مشتری بکند.

چطور بتوانیم لبخند مناسبی بزنیم؟

طبیعی است فروشندگانی که عادت به لبخند زدن نداشته‌اند یا نمی‌توانند به‌راحتی لبخند بزنند لبخندشان مصنوعی به نظر میرسد، اما خبر خوب این است که لبخند زدن  را می‌توانیم یاد بگیریم!!

یکی از بهترین کارهایی که فروشندگان برای تمرین لبخند می‌توانند بکنند این است که زمان استفاده از اسانسور لبخند بزنند، یا جلوی آینه با نگاه به خود لبخند بزنند.

چطور فروشنده خوبی باشیم

شاید تا حالا برای شما هم پیش آمده باشد که استراتژی خوبی برای بازاریابی مجموعه خودتان انجام داده باشید و تعداد مشتریانتان بیشتر شده باشد اما به علت نداشتن فروشنده خوب نتوانسته باشید فروش خوبی را داشته باشید؟ در این مقاله به ۸ تکنیک مهم در فروشندگی اشاره میکنیم که عمل کردن به آنها به هر کسی کمک میکند تا فروشنده خوب ی بشود.

۱ سوال بپرسید:

واقعیت این است که در هر فروشگاهی برای نیاز یک مشتری که مراجعه میکند از یک محصول تعداد گونه های زیادی وجود دارد که اکثر آنها مناسب نیاز آن مشتری است. اما مشتریان از یک گونه از آنها خوششان میاید، اگر فروشنده همه گونه ها را معرفی کند نه تنها کمکی به آنها نکرده است بلکه بیشتر انتخاب آنها را سخت کرده .

اگر انتخاب محصول برای مشتری سخت باشد احتمال خرید او بسیار کم میشود و عکس، اگر انتخاب خرید برای مشتری راحتتر باشد احتمال خرید او بسیار زیاد میشود. پس یک فروشنده خوب از یک محصول فقط چند گونه مناسب را معرفی میکند تا مشتری با تعداد کم راحتتر انتخاب کند، برای اینکه گونه ای را معرفی کنیم تا بیشتر مورد نیاز مشتری باشد باید متوجه شویم علاقه و نیاز مشتری چه محصول و با چه ویژگی هایی است.

برای این کار یک فروشنده خوب باید در شروع خرید چند سوال کلیدی بپرسد از آنها تا اطلاعات نسبتا کافی را از محصول مورد نیاز آنها دریافت کند سپس با اطلاعات  دریافت شده به آنها محصولی را معرفی کند!

۲ از مشتریان ناراضی استقبال کنید بهترین آموزگار مشتری ناراضی هست:

حقیقت این است که هیچ کسب و کاری کامل نیست و نمیتواند رضایت ۱۰۰% همه مشتریان را دریافت کند. هرچقدر هم که  یک کسب وکار خوب باشد باز باز هم عده ای نا رضایتی هایی را دارند.بدتر از آن این است که گاهی اوقات نمیشود از این موضوع اطلاع پیدا کرد، زیرا انقدر موضوعات کوچیکی است که هیچ کسی آنرا بیان نمیکند!!اما گاهی اوقات پیش میاید که مشتریانی از موضوعی ناراحت میشوند و آن را بیان میکنند، یک فروشنده حرفه ای بسیار از این موضوع استقبال میکند، اما فروشنده غیر حرفه ای این موضوع را توجیه میکند.

اگر همیشه سعی کنید از مشتریان ناراضی استقبال کنید در آینده بهترین مجموعه ای خواهید شد که مشتریان میتوانند از آن خرید کنند.

۳ ثبات قیمت و گفتار داشته باشید:

فروشنده های زیادی هستند که قیمت های مختلفی را ارایه میدهندشاید این کار باعث شود افزایش فروشی داشته باشند اما به هیچ عنوان اعتماد تمام مشتریان را نمیتوانند جلب کننندتا در آینده کسب و کاری با مشتری زیادی داشته باشند.فروشنده خوب قیمت هار را ثابت به همه میگوید و سعی نمیکند با توجه به مشتری قیمت اعلام کند.

۴ وقت مشتری را نگیرید:

یک طرز فکر اشتباه این است که یک فروشنده هرچه بیشتر راجب یک محصول حرف بزند بهتر است، این موضوع اصلا درست نیست. فروشنده خوب زیاد حرف نمیزند بلکه به اندازه حرف میزند. اگر احساس میکنید برای معرفی یک محصول زمان بیشتری نیاز دارید مطمین باشید که کارتان را اشتباه دارید انجام میدهید.

۵ اعتماد به نفس به خود و ارزش محصول خود داشته باشید:

هیچ مشتری نیست دلش نمیخواهد محصولی را بخرد که فروشنده آن اعتماد کافی به آن ندارد.

یکی از مهمترین ویژگی های فروشنده های خوب این است که اعتماد به نفس خوبی را دارند، هم به خودشان هم به محصولشان. حتما برای شما هم پیش آمده که برای خرید به فروشگاهی بروید که فروشنده آن فروشگاه خیلی با اعتماد به نفس بوده باشه و این موضوع باعث شودشما این خرید را راحتتر انجام دهید؟

یا از آن مهمتر این که فروشنده ای با اعتماد به نفس بالا از کیفیت که محصول تعریف بکند، این موضوع هم حتما باعث شده شما راحتتر آن خرید را انجام دهید.

۶ مشتریان خیلی باهوش هستند :

یکی از ویژگی های مشتریان این است که بهتر از فروشنده های خوب از کیفیت محصولات و قیمت آنها در بازار خبر دارند. وقتی فروشنده ای محصولی را به مشتری معرفی میکند، مشتری به خوبی میتواند بفهمد که این محصول کیفیت دارد یا خیر. پس کار خیلی اشتباهی میتواند باشد که یک فروشنده محصولی با کیفیت معمولی را به عنوان محصولی با کیفیت بالا معرفی کند!!

۷ هیچ وقت از رقبای خوب بد نگویید. پرستیج شما خیلی اهمیت بیشتری دارد:

متاسفانه یکی از کارهای اشتباه رایج در فروشنده ها این است که از رقبای خود بد میگوییند تا اعتماد مشتری را بدست بیاورند، این بدترین کاری است که میتوانند بکند یک فروشنده، زیرا نه تنها احتمال انجام آن فروش کم میشود بلکه پرستیج آن فروشگاه و فروشنده هم کم میشود!!

۸ بعد از دیدار مشتری ۵ ثانیه فرصت دارید تا نظر او را جلب کنید لطفا دقت کنید:

برای این که فروش خوبی را فروشنده ها داشته باشند تکنیک های بسیار زیاد و کاربردی وجود دارد، اما مهترین کاری که قبل از همه آنها یک فروشنده باید بکند این است که  در اولین تماس چشمی بعد از ورود مشتری به فروشگاه آن برخورد خوبی را داشته باشد. زیرا اولین برخوردی که یک فروشنده خوب از خود در ۵ثانیه اول دیدار چشمی با مشتری انجام میدهد میتواند حس خوب یا بد را به مشتری انتقال بدهد. فروشنده خوب میداند که اولین دیدار های چشمی بسیار اهیمت دارد دقت زیادی در این مورد میکند.

خوش قولی در کسب و کار

خوش‌قولی یکی از ویژگی مهم هر مجموعه‌ای است که امروزه خیلی کمرنگ شده و کسب‌وکارها خیلی به این موضوع توجه ندارند. خیلی از کسب‌وکارها به خاطر داشتن عدم مدیریت زمان نمی‌توانند زمان دقیقی را تخمین بزنند و همین موضوع باعث شده تا مشتری های زیادی از بد قولیه کسب وکارها ناراضی بشوند.

خوش‌قولی:

امروزه همه افراد انقدر کارهای زیادی دارند که انجام بدهند که به خیلی از انها نیمرسند، همیشه میگویند وقت نداریم. چه فرد مهمی باشند چه نباشند وقت برای آنها اهمیت بسیاری دارد. حالا فکر کنید شما یک‌بار باعث اتلاف وقت انها شوید چقدر از شما ناراحت میشوند، با هزار زحمت برنامه ریزی کردند که در تاریخ تنظیم شده به شما مراجعه کنند ومحصول را خریداری کنند اما محصول شما نیامده یا … یا مخاطب کل برنامه صبح خود را خالی کرده است تا شما بروید و خدمات را به او بدهید اما شما بد قولی میکنید و در آن تاریخ آن محصول و خدمات را تحویل نمیدهید.

تصور کنید وقتی به هر دلیلی بدقول میشود (عدم خوش قولی) چه تصویری از شما در ذهن مخاطب ساخته میشود؟

  • اینا که اصلا مدیریت ندارن.
  • اینا که کاسب نیستن.
  • اینا اصلا موجه نیستن.
  • اینا با این بدقولیشون چی جوری کار میکنن!
  • اینا اصلا واسه وقت ما ارزش قائل نیستن.
  • اینا اصلا حرفه ای نیستن.
  • اینا قابل اطمینان نیستن!

همه بد قولیها یکی هستند؟

با یک بد قولی که ممکن است جواب منطقی هم داشته باشید نظر مشتری راجب شما خیلی تغییر میکند ممکن است دیگر از شما خرید نکند و به احتمال ۹۰% اگه رقیبی داشته باشید دفه بعدی به او مراجعه میکند.

به همین راحتی ممکن است هر روز یک مشتری را از دست بدهید به خاطر اینکه بد قولی کرده اید. کسب وکارهای بزرگ حرفه ای مدیریت زمان دقیقی دارند و خیلی کم پیش میاید در زمان دچار مشکل شوند، به همین خاطر خوش قولی نشان دهنده این است که کسب و کار شما چقدر حرفه ای و قابل اطمینان است.متاسفانه بدقولی برای کسب وکار های کوچیک اصلا مهم نیست و خیلی راحت از کنار این موضوع رد میشوند اما بد قولی برای مراجعه کننده خیلی اهمیت دارد.

یکی از دلایل اصلی بد قولی نداشتن برنامه برای انجام کارهاست: مثلا: مجموعه ای که برای انجام کارهای خود وقتی در نظر نمگیرد و الویت تایین نمیکند وبه طور اتفاقی کارهای خود را انجام میدهند.اگر خوش قول باشید میتوانید خیلی اعتبار بیشتری در بین رقبا داشته باشید و تمام مراجعه کنندگانی که به زمان اهمیت میدهند را به خود اختصاص دهید.

اما چطوری:

  1. همیشه لیستی از کارها یا خدماتی که باید انجام دهید را تهیه کنید و برایش زمان تایین کنید. همیشه هواستان به این لیست باشد که کارها چطور پیش میرود.با این استراتژی امکان بد قولی شما خیلی کم میشود و در گزینه بعدی این احتمال به کمتر از ۱۰% میرسد. (احتمال خوش قولی خیلی بیشتر میشه)
  2. همیشه زمان بیشتری را به مشتری بگویید تا همیشه خوش قول باشید، اگر محصول یا خدمات شما فردای آن روز ۱۰۰% آماده میشود و مطمین هم هستید،قول پس فردا را به مشتری دهید! همیشه یک زمان بیشتر را برای زمان دادن به مشتری در نظر بگیرید.در این صورت اگر مشکلی پیش بیاید که کار شما عقب بیفتد مشتری از این موضوع خبردار نمیشود.

اگر قرار است از یک نمایندگی خاصی محصولی را برای مشتری اماده کنید و مطمئن نیستید که آن نمایندگی خوش قولی میکند یا نه میتوانید زمان بیشتری را به مشتری بگویید.

نکته:  زمانی که به مشتری میخواهید قول بدهید زمان بیشتری را بگویید اما شما خیلی زود کار مشتری را آماده کنید و تماس بگیرید بگویید کار شما آماده است میتوانید دریافت کنید.با این تکنیک مشتری را متعجب میکنید که تا انقدر متعهد هستید و در ضمن هیچوقت هم بد قول نمیشوید.

تابستون پارسال بود که یک روز تلفنم زنگ خورد دیدم مادرم پشت خط است و میگه کولر خونه خراب شده هوا خیلی گرمه خیلی سختمون شده یک نمایندگی خوب پیدا کن بیاد کولر رو درست کنه، چون چندومین بار بود که کولر خراب میشد.هر بار به افراد معمولی میسپردیم کولر ما را درستش کنن اما این بار دیگه میخواستیم به یک نمایندگی مطمین بسپاریم.

جستجو کردم و یک نمایندگی معتبر که یکی از دوستام بهم معرفی کرده بود را پیدا کردم دوستم گفت چون تعداد مراجعه کنندگان زیاده یک مقدار دیر بهت نوبت میده ما هم که از استا کارهای معمولیه تعمیر کولر خسته شده بودیم ناچار بودیم قبول کنیم.

تماس گرفتم با اون نمایندگی که مسئول دفتر آنجا جواب داد و من موضوع را براش توضیح دادم که چه اتفاقی افتاده است او هم به ما سه روز بعد نوبت داد من هم کمی اصرار کردم که زورتر بهمون نوبت بده چون تابستون بدون کولر اصلا خوشایند نیست، اما او گفت که امکان پذیر نیست و من هم قبول کردم.

فردای آن روز غروب که آمدم خوبه دیدم کولر درست شده به مادرم گفتم چه جالب کولر خودش درست شده زنگ بزن نمایندگی کنسل کن که مادرم گفت امروز ظهر از نمایندگی امدن درست کردن و خیلی هم زود انجام دادن و رفتن.قبل از اینکه بپرسم چرا دیر نوبت دادن مادرم خودش گفت که این سوال را از انها کرده و گفتن چون در تابستان سرمون خیلی شلوغ است و نمی توانیم مشخص کنیم کارها چه موقعی تمام میشود مجبوریم سه روز بیشتر زمان بدهیم که بدقول نشویم! (با این کار همیشه خوش قول میمونن)

تفاوت این مجوعه نمایندگی خوش قول رو با اون دوتا استاد کاره بدقول که ۴ برابر این آقا هر بار پول گرفتن را خودتون مقایسه کنید

نتیجه گیری:

از این به بعد برای تایین زمان به مشتری جو گیر نمیشویم و زمان خیلی نزدیکی را به او نمیدهیم که امکان بد قول شدنه ما وجود داشته باشد به هر دلیلی.اگر هم مشتری خیلی اصرار کرد در زمان سریعی تحویل دهید قبول کنید اما بگویید احتمال دارد که کمی زمان تغییر کند تا اگر این اتفاق افتاد بد قول نشوید.

دسته بندی : افزایش فروش سایت